تبليغاتX
جیغ های سپید
جیغ های سپید

اگر به هم برسیم

دنیا کوچک می شود و

خدا دیگر بهانه ای ندارد

امتحانمان کند

چون به موقع می خوابیم،

به موقع غذا می خوریم و

به موقع...

دیگر نگران مخابرات هم نمی شویم

مضمون شعر هایم را میبینم

می خورد، می خوابد، می خندد

اگر به هم برسیم

دستت را سفت میگیرم

جلوی پدرت

تا تمام همسایه ها

به ما شک کنند

 

گرچه ما بار ها به هم رسیده ایم

بی آنکه کسی جلوی پدرت

آیه ای بخواند و

تا کاشان بروی دنبال گلاب

 اما نه!

لعنت به تمام دفاتر اسناد رسمی

چون پدرت ،

مرا به رسمیت نمی شناسد

 

 



| *| نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 8:0 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

من محصول دیمی  ِ تو ام

هرچقدر به پایم

بیشتر گریه کنی

بیشتر به پایت میسوزم.



| *| نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 3:1 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

 

 

گوشه ای از

چشمِ تو ست،

آسمانِ آفتابی،

و باران چشمِ من،

وقتی فاصله ی،

آفتاب تا زمین را

حس می کنم.



| *| نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:6 PM توسط فریبرز خداخواه |

تمام شعرهایم را

پاک می کنم،

 Caps lock را روشن،

تا بزرگ ، بزرگ

بنویسم که دوستت...



| *| نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:4 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

 

 

خواب های که نمی بینم،

گریه هایی ست،

که درونِ

تفنگ آب پاشِ

دختر همسایه جمع میشود،

تا وقتی سری میزنم ،

به آن طرف خستگی ها،

مرا،

 در را،

و تکه های پیراهن

یعقوب پیر را،

از نبودنت تر کند

شاید زندگی،

 همین گریه هایی ست

که میکنم،

خواب هایی ست

که نمی بینم،

و اتفاق ، که درون چشم

دختر همسایه است،

نگاه کن

وقتی نیستی،

زندگی را،

چقدر به دیگران

نسبت می دهم.



| *| نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:3 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

 

گوش نمی دهم پدر ،

نه تو نوحی ،

نه من دل خوش کرده ام،

به تپه ای بلند،

آنقدر بایست،

درون صف های شیر

تا پوکی استخوان نگیری.

اصلاً به من چه

رتبه ی کنکور پسر همسایه؟

هوای سواحل مدیترانه؟

و تورم که،

با قیمت نفت

می رود بالا، تا

پایین بکشد کار مند ها را ؛

باید، قست های انسانیتم را

پرداخت کنم، تا

شک نکنم به،

پچ پچ های سر کوچه،

باید پیام هایم را کوتاه کنم

تا پول کمتری بگیرد،

مخابرات از عشقمان،

بعد نیست آقا...

آنقدر بد شده ایم

که همین جمعه بیاید،

گاهی گم شدن بد نیست،

این همه درد فریاد میزند،

شما،به کوجه ی علی چپ،

زندگی بهانه ی خوبی ست،

برای کشیدن سیگار،

پس ما همچنان میسوزیم،

تا سیگار ها روشن بماند.

 



| *| نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 10:23 AM توسط فریبرز خداخواه |

 

 

جا میگذارم،
چشمهایم را،
تا نکند چشم بخوری
تو فکر می کنی

به طرح های مخابرات،
که راحت تر پیدایم کنی،
من به این که
حتی لحظه ای
نمی توانم بمیرم
مثل آب خوردن
می گذرد زندگی،
دست گل بر آب می دهم
تا باهم برویم،
به دریا،
سیاه کن مرا
مثل چشمهات،
خیره شو

می خواهم

پیدا کنم، خودم را
بخدا به آدم بر نمی خورد
بیا باز گناه کنیم،
این بار من سیب می شوم

وقتی گیس می کنی،

 موهایت را
مثل گندم



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 2:32 PM توسط فریبرز خداخواه |

این کجای عدالت است؟

تو دلت بگیرد

من گریه ام،

 بدنیا بیایم ،یکبار

 هزار بار بمیرم ،

برای تو،

رحم نمی کند، چشمت ،

بالا که میدهی ابرو،

 می روم ،بالا

می آید پایین، آسمان،

 

 

باد می شوم،

نه برای روسریت،

بادی برای ابرها،تا

تن تمام بید ها بلرزد،

 تمام کن کلاغ را،

قصه را برسان به خانه اش ،

بگو، بگو دوستم داری،

 ولی من که دوستت ندارم حضرت عباسی،

اما تورا بخدا ،

دم خروس را هم ببین،

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 2:27 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

 

 

این همه در ،

یک  (د) می خواهد،

تا  درد شود ،

پس تمام درها را بردارید،

می خواهم پنجره باشم،

ای پرده ی لعنتی،

این کسی که در می زند،

دزد تنها دارایی من است،

 

تمام پرنده ها را ،

این مردمان بی رنگ را،

از همین پنجره دیده ام ،

و تو را که خواهی آمد ،

نیز می بینم،

عینک های غبار گرفته را

بردارید، این چشم شماست

 که می میرد،

،من از پشت همین،

دریچه ی بسته،

خانه ی خاکی شما را،

می بینم که سرفه می کند؛

کاش در حال را باز میکردین

تا گذشته هوایی بخورد،

 

  من از  پنجره،

تا پیاده رو،

تا هوا خوری حادثه،

یک در فاصله دارم،

و این در ،

یک  (د) می خواهد،

تا  درد شود ،

پس تمام درها را بردارید،

می خواهم پنجره بمانم.

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 2:23 PM توسط فریبرز خداخواه |

 

 


fariborzkhodakhah

فریبرز خداخواه

fariborzkhodakhah

http://fariborzkhodakhah.blogfa.com

جیغ های سپید

جیغ های سپید

جیغ های سپید

درد و دل های من شعر

جیغ های سپید